عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

1049

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

ظهر مانده الى يك ساعت از شب رفته ، در پارك حضرت اشرف آقاى ميرزا على اصغر خان اتابيك مجلس جشن و سور و ضيافتى منعقد خواهد شد و عايدى جشن مزبور براى اعانهء مدارس اسلاميه و مدارس دهات ارامنه به مصرف خواهد رسيد . بليت‌هاى دخول جشن ملى [ را ] ممكن است ، قبل از وقت ، در مدارس اسلاميه و در خيابان لاله‌زار مغازهء خواجه رفائيل ابتياع نمود . طهران در بيستم شعبان صدراعظم و شعاع السلطنه و وزير خارجه در دربار خلوت كرد . از قرار معلوم براى فارس است . مىگويند شعاع السلطنه به يكى از رؤساى ايل فارس نوشته كه شهر را برهم زنيد . كاغذش گير علاء الدوله آمده به طهران فرستاد . در بيست و يك شعبان ، شاه كسالت دارد . صدراعظم آن روز نتوانست او را ببيند . تا عصر در باغ باز نشد . خود صدراعظم هم كسالت داشت . بعد از ناهار چند ساعت در دربار خوابيد . عدد وكلاى طهران قريب شصت نفر رسيد . بعضى از آنها به پول و حيله ، بىموقع انتخاب شدند ازجمله : دبير السلطان « 1 » ، مشار الدوله « 2 » ، عون الدوله « 3 » ، نصر السلطان « 4 » ، پسر مخبر الدوله حسنعلى خان « 5 » . مىخواهند آنها را عوض نمايند . صنيع الدوله را به ميل اعضاى مجلس شوراى ملى به رياست انتخاب كردند . شهرت دارد كه امين السلطان چون ايران آزادى شده مىخواهد به طهران بيايد . جمعى كه متحد شده‌اند براى حفظ و حقوق مجلس ملى به او نوشته‌اند اگر بيايى ترا مىكشيم . تمام خرابى ايران به گردن توست و ايران را نزد روس‌ها گرو گذاشتى و مبالغى از اراضى ايران را به خارجه دادى .

--> ( 1 ) . ميرزا على خان مستوفى پسر ميرزا محمد خان وكيل الدوله ( 2 ) . ميرزا نظام الدين مشار الدوله وكيل مجلس بود ولى نه از تهران كه از شيراز ، نه در مجلس اول كه در مجلس سوم . ظاهرا سهو مؤلف است . وكيل تهران در مجلس اول ميرزا حسن خان مشار الملك بود . ( 3 ) . ميرزا اسماعيل خان عون الدوله پسر ملا حسن سلطان الذاكرين ( 4 ) . ميرزا على خان نصر السلطان . متن : نصرة السلطان ( 5 ) . ميرزا حسنعلى خان نصر الملك .